دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

جالبه بدونید در حالیکه مسولین دولتی مردم ایران رو برای کمک جانی و مالی همه جوره تحریک می کنند مجروحین فلسطینی از پذیرش خون ایرانیان بدلیل شیعه بودن خودداری می کنند !!!! وا زینبا ... ای ایران ...وا زینبا ... ای ایران ... معلوم نیست چرا ایرانیان با پنج هزار سال تمدن هنوز نمی تونن دوست و دشمن رو تشخیص بدهند !!!! و بهتره بدونید اسراییلی ها وقتی اسم کوروش کبیر رو می شنوند به احترامش بلند می شند !!! اگه ایرانی باشی و با غیرت اینو برای همه بفرست


این یه آفلاینه . آفی که ممکنه واسه خیلیها اومده باشه . اگه قرار باشه اینو قبول کنیم که تمام دلسوزیهایی رو که تا به حال واسه غزه داشتیم باید بذاریم کنار . اگر هم نه میشیم یکی مثل اسرائیل

هر کس قضاوت خودشو بکنه

یا حق  

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۳٠ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |

سلام بالاخره آپیدیم با دزدی آثار ادبی !!!!!
مرگ

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید:
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ا ی زامروزها، دیروزها

دیدگانم همچو دالانهای تار
گونه هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد

خاک می خواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل بروی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یکسو می روند
پرده های تیرهء دنیای من

چشمهای ناشناسی می خزند
روی کاغذها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد
بعد من، با یاد من بیگانه ای
در بر آئینه می ماند بجای
تارموئی، نقش دستی، شانه ای

می شتابند از پی هم بی شکیب
روزها و هفته ها و ماه ها
چشم تو در انتظار نامه ای
خیره می ماند بچشم راهها

لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامنگیر خاک!
بی تو، دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ

 

فروغ فرخزاد

 

یا علی

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin