دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

منتظرت بودم ... همیشه ...

به گمانم در میزنی ...

در را باز میکنم ...

خوش آمدی ...

کسی نیست جز تنهایی ...

باز میکنم و می بندم در را به این گمان که پشت دری ...

لولای در صدا می دهد ...

عوضش میکنم ...

به گمانم در میزنی ...

باز میکنم و .......

چشم و قلبم در انتظار توست ...

حتی اگر پشت در خانه ام نباشی در پشت در قلبم جای داری ...

میدانم نمی آیی ...

میدانم ...

 

پ . ن :I can hardly breathe I need to feel you here with me...
When you're gone...
The pieces of my heart are missing you...
Avril ... :D

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۸ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin