دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

نگات می کنم ... واسم جای تعجب داره که بعد یه روز خسته کننده چطوری انقد آروم خوابیدی ... نفسهات خیلی منظمه ... منظم و آروم مثل یه بچه ... هنوزم خوابت مثل بچه ها یه خواب خرگوشیه ... وقتی جابجا میشی دلم هری میریزه که نکنه از خواب بپری ... چون خیلی معصوم شدی ... دیوونه شدم نصفه شبی ... خوابم نمی بره ... مثل روح سرگردان دارم توی خونه میرم و میام و نگات میکنم ...

میدونی دارم به چی فک میکنم ؟

به این که تو مهربون ترینی ... یعنی به نظرت من لیاقت داشتن تو رو دارم ...


* نصفه شب که خواب از سرت پریده و دلت آشوبه هیچی مثل زل زدن و نگاه به یه داداش مهربون و منبع آرامش آرومت نمیکنه ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin