دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

سلام ببخشید بابت یر آپ کردن ! بالاخره دل مدرسه به حال ما سوخت و مارو برد اردو . بد نبود . بهشت مادران . پارکی کاملا زنانه . خوش گذشت . چون ترس اینو نداشتی که یه چشم به هر منظوری خیره دنبالته . چون برابری زن و مرد رو با چشم میدیدی . این پارک کاملا زنونه ، کادری کاملا زنونه هم داشت . از باغبونش گرفته تا راننده وانت و نظافتچی و اینا . خانومها حتما یه بار امتحان کنید . لذت این که بدون روسری و مانتو و اینا توی یه محوطه سرسبز بدویی ، تا مدتها زیر دندون آدم میمونه . بهشت مادران جای امنیه که مسئولین پارک با چشمای باز مواطبن که کسی سوء استفاده نکنه از موقعیتش، عکس نگیرن، فیلم نگیرن ... وقتی با دوستت یه شوخی می کنی یا برای دل خودت میزنی و میرقصی ، فردا توی گوشی پسر عمو و پسرعمه و کلا پسرهای فامیل نبینی که تو با کمال آرامش و هنر داری میرقصی و اونا هم با چشاشون دارن فیلم رو قورت میدن درسته که زیاد به ما خوش نگدشت ولی جای محشری بود . امنیت به تمام معنا . تمام وسایل بازی رو هم داشت . ما هم که سرسره و تاپ ندیده ، عین این ندید پدیدها فقط بازی می کردیم !! قبل از اینکه بریم توی اینترنت سرچ کردم تا یه مقدار اطلاعات بدست بیارم . اولین چیزی که توی همه سایتها جلب توجه میکرد ، این بود : «اینجا بهشت مادران است یکی از معدود جاهایی که مادران می توانند بدون نگرانی از چشمهای بیگانه با لباس آزاد زیر آسمان آبی قم بزنند » بهشت مادران بهشتیه برای زنان محدود ایران! خواهش می کنم برداشت بد نکنین و شعار هم ندین که حجاب مصونیته و محدودیت نیست، منم نمی خوام این رو بگم . بهشت مادران طرفهای سید خندانه . بالاتر از پل سید خندان ، کنار اتوبان حقانی . اینجا رو میشه گفت یه جور شهر زنانه . فقط یه چیز خیلی منو عصبانی کرد . توی یه سایت خوندم آقایی نوشته بود که من توی پیست دوچرخه سواری اونجا عضو بودم . چرا آقای قالیباف اینکارو کرده ؟ در جواب باید بگم : واقعا خودخواهید . شما که خودتونو موجود برتر ( شاید هم بدتر !!! ) میدونید و آزادید که به همه جا برید ، حاضر نیستید بخاطر خواهرتون ، مادرتون ، همسر یا فرزنداتون اصلا بابا بخاطر دوست دخترتون !!! یه کم سختی بکشید و برید یه جای دورتر . یا توی خیابون . خدایی اگه یه خانوم با دوچرخه بیاد توی خیابون خود شما چه فکری میکنید ؟ پس لطفا دست از این خودخواهیها بردارید . درضمن دل ما بسی سوزید ، چون زمستون بود دوچرخه نمیدادند !!!!!!! درسها خیلی سنگین و ما در حال له شدن می باشیم . ولی میسوزیم و می سازیم و درس نمیخونیم !! یه چیزی خیلی برام جالبه . توی مدرسه ما 3 تا کلاس دوم هست . یه ریاضی ، یه تجربی ، یه انسانی . هر وقت ما میزنیم رو میز و میرقصیم و از این کارا تا ناظممون میاد میره طرف کلاس انسانیها و مفصل دعوایی با اونا میکنه و میره پایین . واقعا فکر نمیکنه ریاضیها هم دل دارند ؟!!!! ( بیچاره انسانیها از ما ساکت ترند )
نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٥ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin