دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

سلام

ولنتاین مبارک

من که ترجیح میدم سپندارمزگان رو تبریک بگم تا ولنتاین .

چون یه ایرانی ام و لااقل من یکی به ایرانی بودنم افتخار می کنم . هر چند که از اون آریاییها چیزی نمونده ...

ولنتاین رو هم تبریک میگم به اونایی که عشق واقعیشون رو پیدا کردند نه عشقای پوشالی امروز . نه عشقی که فقط به زبون باشه بلکه تو دلت باشه واسه همیشه .

ما رو چه به ولنتاین نیشخند

این نوشته ( اگه بشه اسمشو گذاشت نوشته ) رو سر یکی از زنگهای مدرسه نوشتم . زنگ مهدویت ....

الان سر زنگ مهدویتم ... شاید واسه یه سری خیلی عجیب باشه .. جای اینکه واسه ماها که الان تشنه ی شناختن چیزای جدید تو دنیای پیشرفته امروزی هستیم ، جای اینکه یادمون بدن که فلان اختراع چجوری کار میکنه ( مثل ربات امداد گر یا ربات فوتبالیست ) باید یاد بگیرم که 1400 سال پیش چجوری زندگی می کردند ... عصری که نه خبری از اینترنت بود ، نه کامپیوتر و نه حتی یه شناخت جامع از اون دنیایی که توش هستند ... نمیخوام منکر علم بی حد و حصر اونا بشم .... اما یکی واسه من بگه کدوم یکی از اختراعات به درد بخور رو اماما کردند ؟؟؟

این سوالیه که تو ذهنمه و شاید تا آخر عمرم هم به جوابش نرسم .

تو این زنگ منتظرم تا به این جواب برسم ولی دریغ از یه جواب

نمیدونم شاید من درست متوجه صحبتش نمیشم .

هدف خاصی از این مطلب ندارم ... فقط میخوام حسم رو راجع به این زنگ بگم ...

شهریه ای که بابت این مدرسه داره از من گرفته میشه بابت کلاسهای بعد از ظهره ( یعنی از 12.5 تا 3.5 ) حالا این جلسه ی بعد از ظهر باید بشه کلاسی که هیچ کس علاقه ای به شرکت در اون نداره . الان کل کلاس به جز یکی دو نفر ساکتند . توی همون اسلام فکر نکنم خرج پول ما در این راه درست باشه . همون زنگی رو که من میتونم کامپیوتر یاد بگیرم ، اینجا نشستم . نصف بچه ها سرشون رو میزه و خوابند . یکی داره رمان میخونه . یکی تکلیفای ریاضی و فیزیک رو می نویسه . یکی داره زبان میخونه واسه  کلاس بعد از ظهرش . منم که دارم می نویسم .

20 بهمن 1387 ساعت 14

میخواستم این آپم راجع به نمایشگاه فناوری که هفته قبل برگزار شد باشه که نشد . ایشالله آپ بعدی نمایشگاه فناوری ...

پی نوشت ١ : امروز یعنی ٢۶ بهمن تولد عزیزترین کسم بعداز خدا و پدر و مادرمه . یعنی داداش گلم . داداشی تولدت مبارک ایشالله ١۴۶۵ واست تولد بگیریم

یا علی

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢٤ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin