دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

 

من ۸:٢٠ ب.ظ - شنبه، ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

سلام . اگه پسرعمه ، پسردایی ، عمو با خاله ات رو دوست داشتی و اون نمیدونست چیکار میکردی ؟
مرسی که جواب مییدی

 

 

خانوم یا آقای من عزیز

اول که کامنتت رو خوندم فکر کردم از این کامنتایی که تو هر وبلاگ کپی پیست شده اما به هر وبی سر زدم نبود . نمیدونم تو کی هستی و منظورت از این سوال چی بوده

 اما دوست عزیز من نمیتونم هیچ کمکی بهت بکنم  .....

چون نه تجربشو داشتم و نه خواهم داشت .....

من به تمام اینایی که تو گفتی به چشم برادرم نگاه می کنم .....

به تو هم پیشنهاد میکنم اگه چنین چیزی واست اتفاق افتاده حتما فراموش کن چون 99 درصد یه طرفست و چیزی جز شکست نداره .....

البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند    .....    

والسلام   

پ .ن : اول میخواستم این رو پی نوشت پست قبل کنم اما نمیخواستم با این مزخرفات حس اون پست رو از بین ببرم

 یا علی

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٩ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin