دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

 

همی خوب می باشیم و در حال خفنناکی به سر میبریم ... مدرسه خیلی به ما خوش میگذرد ... جای شما خالی همی ...

گفتیم یک آپدیتی درکنیم تا مریدانمان نگران نشوند یک وقت که نیستیم و اینها ...

درحال عملی کردن تصمیم صغری مان هستیم ... یادتان هست که عزیزانم ... ؟؟

به ما که خیلی خوش میگذرد این روزها ... شما چطور ؟؟

درضمن درحال ترک اعتیاد ( فکر بد کنی مدیونی :دی ) به اینترنت می باشیم ... تمام سرانگشتانمان درد میکند ... تازگیها برادر گرام هم یاد آوری کردن که انقدر کامنت از خود درکرده ایم دکمه backspace  لپ تاپ کمی تا نیمه ابری عمل میکند و ما از این لحاظ بسی شرمساریم ... خداوند ما را عفو کند همی ...

همی وقت سرخارانیدن نداریم ... ما را نماینده آموزشی کلاس نموده اند و واقعا نموده اند ... جالب اینجاست که در  طول عمر باعزت تحصیلمان پایمان به دفتر مشاوره باز نشده بود اما الان یک پایمان در دفتر مشاوره دیگری در کلاس خودمان و دیگری در دفتر معاونت و آن یکی در دفتر مدیریت و آن یکی در دفتر معلمان و گاهی در آبدارخانه نیز همی می باشیم ما ... ( چند تا پا داشتم خودم خبر نداشتم ) ...

 

خولاصه !! که الان ما کلی مهم می باشیم برای خود ... احترام بگذارید ... : دی

اگر حضور ملوکتیمان در کامنتدانیتان کم گشته از بی سعادتی شماست و بس ... ( آیکون خودشیفته ) : دی

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٩ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin