دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

چه حس نابیه وقتی بین خواب و بیداری هستی دستای مهربون یه فرشته ی زمینی فرود بیاد رو پیشونیت داغ و دست و پای یخت و عین پروانه دورت بچرخه و واست مامان درمانی کنه ! ...

و وقتی که یه لحظه چشماتو ببندی و خدایی نکرده به نبودش فکر کنی ، گوشه ی چشات تر بشه ... و اون به خیال اینکه این اشک هم  آبریزش مزخرفیه که همیشه موقع سرما خوردن میاد سراغت کلی قربون صدقت بره ...

و بجز این فرشته ، دو تا فرشته ی آسمونی که خیلی دوسشون داری با چشای نگرون ، سیر نگات کنن ... و با کلی مهربونی چشاشون دنبالت دو دو بزنه ... با لطافتی که از جنس مذکر تقریبا بعیده ...

به گمونم امنترین آغوش ، آغوش مادره ...

پ . ن : الان که دوباره خوندمش احساس کردم وصیت نوشتم ... نه بابا ... خبری نیست ... یه سرماخوردگی سادست ...

پ . ن ٢ : خداوند لبخند زد و از لبخند او دختر آفریده شد

لبخند های زیبای خداوند روزتان مبارک قلببغل

پ . ن ٣ : چه حالی میکنیم ما با این ٢ روز تعطیلی و مردسه نرفتن زبان خدا قسمت شما کنه نیشخند

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۸ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin