دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

 

دخترم پرسید، بابا مگه مردام حامله میشن؟ گفتم نه بابا جون، تو حتما اون خبرو تو رادیو تلویزیون شنیدی که میگفت یک مرد حامله شده، اما اون مرد نبوده، زن بوده ، تغیر جنسیت داده، وگرنه عزیزم مرد که حامله نمی‌شه! گفت بابا تغیر جنسیت دیگه چیه؟ ( با خودم گفتم عجب گیری افتادیم با این بچه) گفتم عزیزم بعضی‌ زنا دوست داران مرد باشن بعضی‌ مردام زن، می‌رن عملشون می‌کنن، اونوقت مرد می‌شه زن، زن هم می‌شه مرد! گفت بابا، منم می‌تونم مرد شم؟ گفتم بابا جون تو واسه چی‌ میخوای مرد بشی‌، الان دختر به این خوشگلی‌ هستی‌ ماشالله، بعدشم میشی‌ یک خانم خوشگلو شیک و پیک، حالا اگه مرد بودی میشدی یک سیبیل کلفت بد عنق مثل بابات، قیافتم میشد درست عین من، یه نیگا به صورتم کردو بعد از چند ثانیه فکر کردن، گفت نه بابا، دیگه نمیخوام مرد باشم! گفتم خوب خدارو شکر، ایندفم مثل اینکه یه جورایی بخیر گذشت.
گفت بابا اما من خبر حاملگی مردارو تو رادیو تلویزیون نشنیده بودم! گفتم پس کی‌ بهت همچین حرفی‌ رو گفت دخترم؟ گفت ۲-۳ روز پیش که رفته بودیم خونهٔ عمو اینا ، شما‌ها داشتین با هم حرف میزدین، عمو گفت میخوام برم صیغه کنم، زن عمو گفت، تو زیر همین یکیش زاییدی، اگه مردا حامله نمیشن، پس چه جوری عمو بچه زاییده؟ گفتم بابا، زن عموت حرف زشتی زده، منظورش این بوده که صیغه کردن کار سختیه مثل بچه به دنیا آوردن! گفت بابا، صیغه دیگه چیه؟ گفتم عزیز دلم بعضی‌ وقتا متاسفانه تو بعضی‌ جاهای دنیا جنگی اتفاق میوفته و خیلی‌ آدما از بین میرن، تو جنگ مردا زیادی کشته میشن، بخاطر اینکه زناشون بی‌ شوهر نمونن بعضی‌ مردا می‌رن بهشون کمک می‌کنن و اونارو صیغه می‌کنن یعنی‌ تا وقتی‌ که تنهان و وضعشون خوب نیست، این مردا میشن شوهرشون که بدون سرپرست نمونن! ( خانومم که داشت این مکالمه رو گوش میداد، صداش در اومد، گفت آره جون خودت، طفلی اقایون چقد هم که فداکارن، این هوسرونای بی‌ وجدان، گفتم، منم میدونم که صیغه یه چیز دیگس ، حالا میخوای واسه بچه شرح بدم که صیغه، یعنی‌ خانوم بازی شرعی ارزون و مناسب؟!!) دخترم گفت بابا جون، الان هم که تو بعضی‌ جاها جنگه، تو نمیخوای بری به خانوما کمک کنی‌؟ گفتم متاسفانه بابا جون، همونطوری که شب و روز داریم تو رادیو تلویزیون می‌بینم و میشنویم الان هم جنگ تو کشورایی مثل پاکستان، افغانستان، بنگلادش، عراق، فلسطین هست اما من زیاد به زنای بنگلادشی وو افغانی و پاکستانی دلم نمیاد کمک کنم، منتظرم تو سوئد، دانمارک و فنلاند و اینجور کشورا جنگ بشه اونوقت جونم رو هم میدم واسه کمک کردن!...

 

 

پ . ن : نیشخند 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٦ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin