دختر آبان

یک تل صورتی روی موهای دختر مدرسه ای شاد و بلایی که هیچکس خبر ندارد شب قرار است یواشکی زیر پتو بغضش بشکند و کللی گریه کند ...(کرگدن ره :دی )l

محبوب جان و شب نویس جان ما را به بازی ای دعوت کرده ...

1 . الهی قربون مامانم برم که روزای خوشش خیلی کمه ... صبوره برعکس خودم ... تا حالا دست روم بلند نکرده ... نه من نه رامین ... همیشه میگذره از خودش واسه ما ... واسه من ...  که هیچ وقت نگفت چرا میری با کی میری کجا میری ... که هیچ وقت دست و پامو نبست ...

2 . الهی قربون بابام برم که روز به روز داره خودشو بیشتر از دست و پا میندازه ... خیلی ... 

3 . الهی قربون داداشم برم ... خیلی زیاد قربونش برم که ماهه ... که یه دونه س ... که همیشه و همه جا هست .... 

4 . الهی قربون خودم برم که اصلا نفهمیدم نوجوونیم چجوری گذشت ... نفهمیدم چرا اینقد زود جوش میارم و حتی نتونستم کنترلش کنم ... که هدف ندارم ... که نمیدونم واسه چی هستم ... که هر وقت به اینکه دارم به کجا میرم فک میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم ...  

5 . الهی قربون اون دختر بلوند کوچولوئه که صب تو فیتیله بود برم که وقتی از دور نشونش داد من و مامان کلی ذوق از خودمون درکردیم که چقد نازه و اینا ... اما وقتی از جلو نشونش داد نابینا بود ... 

5 . الهی قربون دختر دایی 6 سالم برم که همیشه یه جورایی یادم میندازه درست و حسابی بچگی نکردم و الان باید با اون لذت ببرم از دنیای کودکانه اش ... که همیشه باعث میشه اون کودک درونم زنده باشه ... سرحال باشه ... 

6 . الهی قربون معلم زبان دوره راهنمایی ام برم که باعث و بانی علاقه ی شدید من به زبان شد ... که خیلی دوستش داشتم و دارم و وقتی شنیدم سکته کرده ، خودمم داشتم سکته میکردم ... 

7 . الهی قربون معلم زبان دبیرستانمم برم همچنین که همیشه شاده ... همیشه انرژیه ... همیشه ماهه ... همیشه علاقه ام رو به زبان زیاد میکنه ... نه مث معلمای دیگه که تمام حس و حال درس خوندنتونو بگیره ... که وقتی بهش گفتم عکس پسرتو بیار ببینم برخلاف خیلیای دیگه عکس پسرشو با دوست دخترش آورد و واسش مهم نبود که من بفهمم پسرش دوست دختر داره و الکی ادعای مسیح بودن پسرش رو نداشت ... *که برخلاف بقیه وقتی برای اولین بار ماشین آورد مدرسه ( باوجود اینکه تازه نخریده بودش ) وقتی بهش گفتم باید بهمون شیرینی بدی بدون هیچ حرفی نون خامه ای گرفت جلسه ی بعد ... 

8 . الهی قربون اون پیرزنه برم که همیشه پنج شنبه ها میاد سر پیچ کوچه میشینه و با دیدنش هر پنج شنبه دلم میگیره که باید به این سن گدایی کنه ...

9 . الهی قربون اون باباهایی برم که با کلی کار و تلاش بازم این شب عیدی شرمنده بچه هاشون میشن ...  

10 . الهی قربون پیرزنای همسایه مامان بزرگم و البت خودش برم که فک میکنن با روضه گرفتن و خوندن و گریه کردن کلی صواب میکنن هرماه ... درصورتیکه خیلیاشون  این گریه واسه سبک کردن بار زندگیشونه ... 

11 . الهی قربون کلاغا برم که هیشکی دوسشون نداره ....

12 . الهی قربون دوستام برم که هیچ وقت تنهام نذاشتن ... هیچ وقت ... نه تو شادیا نه تو غمام ... 

13 . الهی قربون عمو کوچیکم برم که زود گرد پیری نشست رو موهاش ... خیلی زود ....

14 . الهی قربون شب و تاریکی و سکوت برم که عاشقشم ... که خیلی کم تجربه ش میکنم ...  

 15 . الهی قربون انریکه برم که اگه نبود من نمیدونستم باید چی گوش بدم ... نیشخند

* پسر ایشون کانادا درس میخونن البته نیشخند 

پی شنبه نوشت  : امروز مامانمم به دیدن عکسای پسرمعلم زبانمون ! نایل شد ... جلوی ناظممون با اعتماد به نفس تمام رفتم عکس رو نشون دادم ... تنها نظر مامانم اینه که پسره شیته ( خیلی سیفیده ! ) ... عین نظر من ... نیشخند ولی هنوز راجع به دختره نظری ندادن نیشخند

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ توسط فریبا نظرات () |


Design By : Night Skin