اندراحوالات عروسی !!!!

حدود یک هفته تا عروسی جواد مونده و من هنوز مثل یه بچه ی گم  شده ، سردرگم هستم .... شاید میشه گفت بی خیال ... برخلاف تمام فامیل ( بخصوص خانومها ) که از همون اول های تیر ( شاید هم خرداد ) دنبال لباس و این چیزا بودند ، من نبودم ...

نمیدونم شاید این اتفاقات باعث شده دل و دماغی واسم نمونه ... شاید خستگی ناشی از این کلاس های مزخرف تابستون ...

نمیخوام بگم عروسی واسم مهم نیست ... نه اصلا .... اما بی حالم ...

خوب که دقت میکنم کلا اینجوری بودم ... یعنی تو بند این چیزا نبودم .... جدا چرا ؟ ...

بهرحال چه بخوام و چه نخوام یه دخترم و باید دنبال همین چیزا باشم ...

پ .ن : شادوماد عزیز ، درصورت خوندن اینجا یه وقت به دل نگیریا ...

خیلی خوشحالم که داری ازدواج میکنی ... خفن ناک ...

این پستم فقط حال این روزام به خصوص کلا روحیه ضد دخترونه ام بود ...

/ 25 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

آها یادم اومد که منم گفتم اینا بهانه است مهم اینه که م ا دوستهای خوبی هستیم ... خوب اگه هستیم پس چرا پیش ما نمیای؟ اللهم عجل لولیک الفرج[گل]

نیوشا

سلام وب جالبی داید استفاده کردم در ضمن خوشحال می شم به کلبه ما هم یه سری بزنی .برای تبادل لینک هم خبرمون کن .نیوشا

حسين عاشق

خوب چی کار کنم دیگه[خجالت] راستی یه مدل لباس واست دیدم خیلی قشنگه فکر کنم بهت بیاد http://tbn1.google.com/images?q=tbn:_rM9qNggC3QRTM:http://i34.tinypic.com/9tdcth.jpg [لبخند]

رعنا

بهتر که تو این خطها نیستی این جور خطها یه اسارتو به دنبال خودش میاره یهو میبینی این قدر غرق این مسائل شدی که از همه چی عقب موندی

حامد

سلام خانوم دختر آبان ...دختر عمه آقا محسن خان نه شایدم دختر دایی آقا محسن من یادم نیست دیگه[نیشخند] جواد کیه؟ عروسی چیه؟ می گم نکنه شما پسر آبان هستین؟[نگران] روحیه ضد دختونه چه صیغه ایه؟؟[خنثی] بابا یه کم شور و شوق داشته باشین [نیشخند] راستی اگه تونستین یه دوبیتی از این محسن خان واسه ما جور کنین ما که هنوز تو کف اون موندیم....پشت این پنجره باران ...... [اوه] چی شده بعد از یک سال یادی از وبلاگ ما کردین[نیشخند] میگم خوب شد توی نظرتون توضیح دادین که من قدیما میومدم وبلاگ شما ..وگرنه خانوم بچه ها شب خونه رام نمی دادن می گفتن حتما تمبونم دو تا شده[نیشخند] ((( شوخی می کنم ها ))) [زبان] خیلی خوشحال شدم بعد از یکسال دختر عمه؟ دختر دایی ؟ محسن خان یه سری به وبلاگم زد خب دیگه مزاحم نشم .... موفق باشید بازم سر بزنید [گل] خوشحال میشم اون دوبیتی هم فراموش نشه ها [نیشخند] بی زحمت

مریم ترین

سلام...عزیزم...دوستان به جای ما...خوبه که بهت خوش گذشته...منم هیچ وقت درگیر این جینگولک بازیا نبودم...خود بخ خود دستت میاد چیکارا باید بکنی...همه پستهایی رو که نخونده بودم رو هم خوندم...اون پستی که سوتی های معلمهاتونو نوشته بودی خیلی خیلی توپ بود...راستی...لبخند یادت نره...امضا...کسی که لبخند زدنتو می خواد...[زبان]

خدا نزدیک است

صد سلام و دوصد درود خدمت دوست عزیز و قدیمی امیدوارم حالتون خوب باشه و روزهایی سبز و پر امید رو سپری کنید خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم و یه جورایی دلتنگی منو به اینجا کشوند حالا من مسافر بودم ومتاسفانه نبودم که سر بزنم شما چرا دوست وبلاگی قدیمی خودتونو فراموش کردید و سر نزدید؟[ناراحت] نکنه دیگه نوشته هام مثل سابق جایی تو دل دوستام نداره؟[ناراحت] خیلی دوست دارم تشریف بیارید و اگه واقعا وبلاگم و نوشته هام ارزش خوندن نداره اینو بهم بگید تا یه فکری به حال وبم بکنم منتظر حضور سبزتون هستم شاد باشی و دلت سبز و پناهت مولا

کرگدن

جسارتن اگه فضولی نیست سومین لینکت ( گلم ) کیه ؟!!!!!

نرگس

سلام. خوش گذشت؟! [لبخند][چشمک] آخر کت شلوار پوشیدی یا مثل سایرین بودی؟ همرنگ جماعت...