اگر ماشین زمان داشتی چیکار میکردی ... ؟؟؟

 


 اول از همه کاری که میکردم این بود که برمیگشتم سال پنجم و تستهامون رو فجیع میزدم تا نمونه قبول نشم ...

 

بعد برمیگشتم به عید سال  1385 و چند روز قبلش و یه سری کار رو نمیکردم تا مثال بارز آش نخورده و دهن سوخته نباشم ...

 

برمیگشتم به تابستون همون سال و حال یه مزاحمو میگرفتم تا داغ گوشی واسه چند ماه نمونه به دلم ...

 

برمیگشتم به سال اول دبیرستان و حال مشاور پایه مون رو میگرفتم که بخاطر یه کادو تولد برای معلممون روزمون رو سیاه نکنه ...

 

برمیگشتم به یکشنبه نمیدونم چند اردیبهشت 87 و جلوی بچه ها رو میگرفتم تا بخاطر یه زدن رقصیدن ساده تا مرز اخراج پیش نریم ...

 

اینا تموم چیزایی بود که الان به ذهنم میرسه ... بازی جالبیه ... یه جور کنکاش گذشته ست ... امتحانش می ارزه ... بسم الله ...

 

پی هیچ ربطی به متن نداشت نوشت  !! : این روزا یه مهمون نسبتا عزیز داشتم ... تقریبا از سه شنبه تا امروز که هنوزم نرفته ... یه کم اعصاب فولادینمو داره داغون میکنه و رو اعصابم پیاده روی شادمنگولانه ...ولی از یه جهت خوبه ... تونستم صبرمو زیاد کنم ... تونستم نزدیک یه ساعت بشینم و آرایش کردنشو شاهد باشم که فقط واسه یه بیرون رفتن معمولی  ... یاد گرفتم جلف بازیای اون رو یاد بگیرم و انجام ندم تا جلب توجه نکنم ... خلاصه سرم شلوغ بود و شرمنده شدم از اون دوستایی که اومدن و نتونستم برم پیششون ...

 

 

/ 40 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fariba

سلام فریبا خانوم عزیز متولد 9آبان.... فریبا مدرسه نمونه میری؟؟؟[تعجب] وای چه جالب.... آخه منم مدرسه نمونه میرم.... میگم نکنه تو منی؟؟؟ شایدم من توام؟؟؟؟ شایدم یک رو حیم در دو بدن کپیه هم....[نیشخند] فریبا جون بچه کجایی؟؟؟

اشرف گیلانی

سفر مرا به در باغ چند سالگی ام برد و ایتسادم تا دلم قرار بگیرد صدای پرپری آمد و در که باز شد من از هجوم حقیقت به خاک افتادم...

قلب رهگذر. . .

[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] پااااااااس شد [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]

حمید

مطمئنم کامنت غیر خصوصی هم گذاشته بودم برات!کو پس!؟...یا همین الان میری کامنتمو صحیح و سالم میاری(که فبها!) یا اینکارو نمیکنی(که باز هم فبها!)...من کامنتمو از تو میخوام!

حمید

ما هم برای شما دلمان بسی تنگ است!...مهم دلهاست که باید به هم نزدیک باشد!...

حمید

این مهمان عزیز شمارو هم حدس میزنم کی باشه!...از همون کوچولویی مستعد رفتارای قر و فر دار بود!... البته من اسمشو نمیذارم جلف بازی...هرچند من هم دوست افراط تو این کارا رو رو دوست ندارم...ولی دلیل نمیشه چون تو دوست نداری اینکار جلف بازی باشه...مهم اینه که کاری که آدم میکنه خود آدمو راضی کنه... ضمنا تلاش برای جلب توجه اصلا به نظرم بد نیست...مطمئنی اینکه میگی دوست نداری جلب توجه کنی شعار نیست؟...همه همه همه آدما توجه رو دوست دارن...

fariba

سلام خانومی... مدرسه ما منطقه 16 هست.... اسمش دبیرستان و مرکز پیشدانشگاهی رشد دختران1 هست[نیشخند] اسم مدرسه شما چیه؟؟؟ نکنه حکمت درس میخونی؟؟