ستاره بازی :دی

* دیشب با کلی بدبختی و زجر این موهای وز جلوی سرمان را با اتو صاف نمودیم ... و دو تکه ی بغل صورت را ول نموده همینجوری دادیم پشت گوشمان ... در خانه ی عمو جان همه این بدبختی که برای جلوی سر کشیدیم را نادید گرفته و گیر داده بودند به دو عدد فر دو طرف صورتمان ... :دی اگر می دانستیم اصلا دست به اتو نمی بردیم :دی


** پدر گرام متحول شده اند :دی ... این برای ما کلی سختی و مشقت دارد ... آهنگ نمیگذارند بگذاریم :دی ... هی میشینند پای این صحبتهای آخوندها و عینش را برای ما نقل میکنند ... پدر ما و اینکارها ؟ ... بعید بود ... اما نمیدانیم چرا در زمینه ی انتقاد سازنده از رژیم !! متحول نمیشوند و عزیزان دست اندرکار را مورد لطف قرار میدهند :دی


*** دیشب که خانه ی عموجان ! ول بودیم به پنج گروه تقسیمیده شده بودیم ... ما سه تا دختر یک اتاق ... چهار پسر در اتاق مجاور ... چهار پدر در یک طرف پذیرایی و چهار مادر در طرف دیگر پذیرایی و دومرغ عشق !! ( :دی ) در طرف دیگر ...

ما تاب این تقسیمها را نمیاوریم و یک سمت گوشمان به یک طرف پذیرایی و سمت دیگر به آن یکی طرف پذیرایی و خیلی خیلی خیلی کم ! به اتاق پسرها بود و خداوکیلی هیچ گوشی به سمت دومرغ عشق نداشتیم ... :دی

وضعیت خیلی سختی بود ... فضولی امان نمیداد :دی ... شب در هنگام برگشت احساس بدی داشتیم که به گمانم عذاب وجدان حاصل از فضولی بود :دی


**** احتمالا از این به بعد این خانه اینگونه باشد ... روزمره ی روزمره ... :دی

/ 46 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب نویس

حالا من برعکسم! یه جایی که هستیم مخصوصا اگه شلوغ باشه حواسم حتی به جمعی که توش نشستم هم نیست! چه برسه به بقیه. آدم بد نیست یه خرده هم فضول باشه!!!

ماهی تنگ بلور

[خنثی][خنثی]کی میخوان درک کنن تیپ و ریخت و قیافه یه موضوع شخصیه و من واسه خودمم نه شخص شخیص زیر سلطه[عصبانی]فضولی هم که نه ولی کنجکاوی پیش میاد خوب میشی,خودتو ببند به تخت ترک کن[نیشخند]

نیلو

اگه من جای شما بودم به اون 3 گروه دیگه هیچ توجهی نداشتم فقط و فقط اون مرغ عشقههه رو می چسبیدم :دی

مهفام

خیلی خوبه واقعا [نیشخند] آخ بد دردیه این فضولی!!! امان آدم رو میبره!!! [نیشخند]

واحه

سلام دوست داشتم بهت بگم که به نظرم خیلی مهربونی، خوش به حالت...

Dj.Mohsen

ایول چه باحال توصیف کرده بودی! [نیشخند] **خیلی خیلی خیلی کم ! به اتاق پسرها بود و خداوکیلی هیچ گوشی به سمت دومرغ عشق نداشتیم ... :دی** کاملا مشخصه!!! [خنده][مغرور]

موژان

اعصابمان را خرد کرده بود این پرشین بلاگ! دو روز بود باز نمی‌شد! تبریک بالاخره باز شد![نیشخند] من تو تر جمعی برم معمولا اون‌قدر غرق افکار خودمم که هیچ نمی‌فهمم اطرافم چی می‌گذره![نیشخند] به یه بازی وبلاگی دعوت شدید![گل]

موژان

هر جمعی*** با گوگل کروم که پرشین‌بلاگ رو باز می‌کنم٬ حروف رو نصفه‌و نیمه نشون می‌ده٬ من مجبورم فقط امیدوار باشم که درست نوشتم!:دی

آوا

سلام شما که چند تا چند تا ویلا میخری توو بلاگ اسکای!قصد داری بری؟؟؟؟؟؟؟بشین درستو بخون.ببین کی گفتم.

غزل خونه

الحمدلله که این حس فضولی را به گونه ای ارضا نمودید که این برای نسوان محترم از اوجب واجبات است!!!